تا گران شد سکه ی اقبال مسکن دروطن
شوکران کردند درجام زمان یکسر وطن
درد ما را نیست درمان ، نیست پاسخ الغیاث
گمشده نام عدالت توی این دفتر وطن
کیست سکاندار این بازار بی قانون ومرز
میفروشد خاک را هم پایه با گوهر وطن
میرود بالا وپایین قیمت درّ وگهر
قیمت مسکن رود هرروز بالاتر وطن
روزگار جنگ سهم ما دفاع از خاک بود
حال میسوزیم چون اسفند در آذر وطن
زهر نوشیدیم وخون خوردیم وتهمت بی شمار
نوش جان کردیم تا باشی تو نام آور وطن
میروم گاهی کرج ، گاهی ورامین گاه ری
در پی ده متر مسکن میدوم با سر وطن
باز میگردم شکسته ناامید وبیقرار
با دو پای زخمی وبا چشم پر اختر وطن
نیست بهرما تهی دستان سرایی ،خانه ای
گشته ای تو خانه ی جمعی زما بهتر وطن
خانه بردوش ومهاجر ، کوچه گرد مسکنم
عاقبت در کوچه هایت میشوم پرپر وطن
سود جویان روز وشب دنبال سود ما زیان
نیستیم انگار ما اعضای یک پیکر وطن
«ای وطن ای خانه ی آباد » باشی جاودان
جاودان باشی وایمن تا دم آخر وطن
آسیه رحمانی
+ نوشته شده توسط یداله قائم پناه در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت
0:5 |